Machine transcription
۱۴۹
در تعریف سلطان البر و البحر سلطان عبدالحمید خان غازی
خلدالله ملکه و دام ظله
بچرخ تاز مه و مشتری نشان باشد
نشان دولت عبدالحمید خان باشد
علوشان و بزرگی و پاکی ذاتت
چو آفتاب به پیش جهان عیان باشد
امام بر حق و سلطان مطلقی تو از آن
که زیر حکم تو شاهان جم نشان باشد
ز فهم کامل و رای درست و عقل سلیم
کجا بمثل تو شاهی مزاج دان باشد
بموی موئی رموزات عقل میدانی
ز بسکه فهم تو باریک و نکته دان باشد
ز حسن خلق تو ایام چون بهار شگفت
جهان پیر بعهد تو نوجوان باشد
ز بس رحیم و کریمی بحق اهل کرم
ترا همیشه بجان خلق مدح خوان باشد
کرم ز لطف بخوانی دم بدم فقرا
چو تیغ حکم تو بر جان کند آوران باشد
اگر چه دورم از آن در ولی ز روی نیاز
سرم چو سایه بر آن خاک آستان باشد
سحر عقل سخن فهم نکته دان گفتم
که سال ماه و تاریخ این جهان باشد
ببنده گفت که طرزی بخدمت سلطان
ز روی عجز بگو گر ترا زبان باشد
ز فتنهای طبعی و حادثات جهان
مدام دولت و جان تو در امان باشد
چو فتنهای زمینی برون کنی برخوان
نشان دولت عبدالحمید خان باشد
همیشه تا که بود شرع مصطفی بر پا
خدای هر دو جهانت نگاهبان باشد
رفتن جناب طرزی صاحب پیاده از بیت المقدس الی
مرقد شریف خلیل الرحمن علیه السلام
شدم رهسپر سوی جناب خلیل الله
بطبع شاد و دل صاف و خاطر آگاه
مرا چو برق بپا این طریق طی نکنم
که فیض صحبت روح القدس بود همراه
رهم از آن سرک کل جهت
که لطف او پس و پشت است و فیض او سر راه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
