Machine transcription
جز خط مشکین که از برک کل روی است
شهد شیرین کر کند لبهای شور انگیز تو
مهر غرت اسب پر عل ما مدارست نیز خر
تا عرق بر چهره ات شبنم فشار میکند
بر سرم کل بین چون کل خرامان بکذر
هر رک نابی بر تنم پر تیر چون ترکش بود
تا بردن باید خیال کلشن حسنت چو خواب
در دماغ نافه بوی چین زلفت تا رسید
اشک میها تو شادی روی کردان شد زره
جور و بیدادت بس بر دل چوبم دارد خو
با غریبان میکنی بیداد خود واقف
شاه ایران ناصر الدین بادشاه بندشان
بسکه آواز صدایی طبل بنهانش رسد
داد بر ایران زمین شاه بلند اختر که هست
اختر برج کرم راروی نیکویش شرف
خواست ار چاره مر در عتاب در امهال
کر ز اوج جاه اقبالش بکویم فلک
کوه کردد آب از بیم سنانش روز رزم
آن شهنشاه بلند اختر که فوج قدسیان
شخص معنی را روانی نست دانش را توان
هر که در کاه تراس منزل مقصود کرد
کس ندید ه سبزه روید از عذار یاسمین
چون شکر در شهد بگذارد ز خجلت انجبین
بر عقیق دل بکندم ناله ماست این کمین
در کف دست صدف پوشید لؤلؤ در ثمین
میشود از نقش پایت دامن کلچین زمین
بسکه کرد از کرشمه چشم کها مارا بکین
از مژه برکرد چشم خویش کردم خادچین
مشک از راه خطا برکشت با اقصا چین
وز جفاهای تو عشرت رفت از طبع حزین
سینه پر خون کشت دل ناشاد شد خاطر حزین
از عدالتها شاهنشاه تخت کی نشین
انکه پیش فتنه تیغش است سد آهنین
صیت عدلش کرده رو از شام تا اقصا چین
حکم از بهر شخص رشید چرخ چارمین
کاخ دولت را وجود او بود حصن حصین
اوستردن گفت خود را از ادب در زمین
همچو قشس باکرده در خرمن روی زمین
کربرون آید بمی سر پنجه اش از استین
کوس اقبال ترا نالند بر چرخ برین
پای عزت را یساری دست قدرت را یمین
یک قدم بالا رود از اوج چرخ هفتمین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
