Machine transcription
١٢٥
بیدار خصم شبی شعله تیغ تو بخواب شمع سان با بقیامت دودش از سرور
سرورانیت مرا بعد شهنشاه جهان جز خیال رخ تو با دگری گفت و شنود
مهر شاهنشه ایران نه بدل امروزیت کز ازل نقش بلم خدمت ان حکه بود
نو بحر خاک کف پایش دل با مقصود نیست جز طوف سر کویش جان را مقصود
سالها شد که دل از محنت هجرش شود عمر ها شد که دو چشم ز فراقش نغود
دارم امید که دستم ز بدارد و شرف خاک در گاه شهنشاه جهان بهر جود
مقبل در گه او هست چو آدم مقبول مدبر بار گهش هست چو شیطان مردود
خواهم از حق که رود قوم نصارا لعین همچو فرعون بزیر اب بثار عوود
زاتش قهر خدا وندی و تیغ اسلام غرفه باد فنا با د نصارا و یهود
صاحبا میطپدم دل بهوایت لیکن دورم از عاطفت ظل همای تو چو سود
چند گریم بتمنای وصالت چون شمع چند سوزم ز جفاهای فراقت چون عود
در گلستان جهان طرزی افغان دایم همچو سوسن بی مدح تو زبان کرده کبود
تا بود شعله مهر فروزان روشن تا بود کلبه تاریک فلک قیر اندود
باد دایم رخ احباب تو روشن چون ماه باد دایم رخ اعدای تو تاریک چو دود
در مدح سپهدار ناصر الدین شاه که بوزارت رسید بود
زهی عقل از درک وصفت قصیر نیابد نظیرت خرد در مسیر
حریم تو بالاتر از سقف چرخ جناب تو برتر ز اوج اثیر
وزیر خرد مند ایران زمین که سوری نماند مگر از سعیر
بعقل و بتدبیر و رای درست سپهدار بودی کشتی اسیر
عروج از چنین است مر شان تو توانی گذشت از امیر کبیر
فلک در جنابت بهنگام بار خور و پیش پائی چو مرد ضریر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
