Machine transcription
شاه شاهان نصر الدین شاه کاند ژتبه اش
چون خصیص چاه در پستی بود اوج فلک
در میان تیغ قهرش با اجل در مصاف
میشود در هم دخیل از بخیر مشترک
سارم مریخ قهرش کرد چون را رایتی
ناو ک قهرش باش پیش کین کردهاک
کر بخشم بد عهد و مینه خیالش را بخواب
سلب کرد د قوت بینایش از مرد مک
جست اندیشه علش کوه سنگین را زحم
کیست اندر پیش علش خصم کهر جسم طفک
شهر ما را هبر زیب و عظمت از باغ طبع
همچو در آبدار آورده ام اینک بچک
جم نشان دارا در اسکندر نوا خسروا
زان کشی در بر عروس در را چون بوک
بست بحر مملکت را خنجر تیز تو فلک
هست شیرین عدالت را تیغ خونریزت نمک
بست پیش چابک بارت سن طاغور چاکر
پست پیش سمندت خنک کردن شان بیک
رخش کنجابی ایران برد عالمی بر میان
میزنی بر قلب دلبها بک تن الله معک
بهر قتل دشمنان چون دست پیچی بر عنا
فیلبان از عرش کو بیدت که الله مچک
ہردم از بیم دم شمشیر عالمگیر تو
مور اندام عدویت است نغز د چوب بک
نفحه خلق نکویت دوستان را نو بهار
لمحه شمشیر تیزت دشمنان را ارنبک
با تو لاف ہمر ہائی عدو دانی که چیست
طیش صوت ارغنون آوارتنی سنگاسک
خصم کو دن طبع تو ساز مخالف کوه کون
لیک بند و تار سکت را بگردن آن پاک
دشمن بیقدر تو با توجه سنجی خویش را
در شمار عقل کی آید برابر بات بک
شاہ پیل افکن توئی بہرام شیر اوژن توئی
دستگیری کن که افتادم چو ماهی در سبک
طینت اخلاص مرا در خدمت اب عیش
میکنم برای زردیت در ین معنی محک
سینه چاکم از غم نابودنت مژگان صفت
تیره روزم از غم نا دیدنت چون مردیک
چند باشم دور از ان درگاه ها در سفتان
چند باشم در از ان ابی جیبت درک
شوق ابوسن د دارم لیک این من صفت
توسن عزمم فرو ماند است چون خر در شکلات
ای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
