Machine transcription
۱۱۵
یا من کرم تست دست حاجت من که اسمان بمن از راه دشمنی هم آید
نو زیاد و ازین پیش عاقلان حذر که وقت عرض دعا گاه احتشام آید
یمن نامه هر سال عید نوروز است مدام تا پس هر صبح رفته شام آید
عدو جاه ترا روز تیره تر از شام محب قدر تو با عز و احتشام آمد
قصیده در مدح ناصرالدین شاه گفته شد و برادرم غلام حیدرخان
در طهران بحضور رسانید در عوض صله دو هزار روپیه در سالانه
اضافه فرمود و چهار هزار قرض برادرم را ادا نمود قصیده
عاضت از روی مه حرف خجالت کرده لعل شیرین تو مانند نمکدان پر نمک
تاب رخسارت چو خورشید تابان میکن روی صبح حسنت افکند صد مه در پشت مک
با وجود آن دهن دل بود در و هم و خیال در حق آمد یقین شد نقطه موهوم شک
تا گشادی در چمن بند قبا مانند گل غنچه را در پیر هن از خجالت افتاد بک
استان جنت حسن ترا از روی عجز حوریان هر مسجد م رو بند با بال ملک
از تمنای لب شیرین شور انگیز تو دل چنان بگداخت کا مدراب بکنی از زق
ای نشانده غمزه ات بر سینها صد نیش غم وی فکنده طره ات کردن جانها حشک
بهر فتح شهر بند دل لطلب عاشقان غمزه ات شگر کش و مژگان بر تیرت بریک
در خور معیار شوقت کی بود قلب حسود بر دل من زن که دارم نقد صبا چونک
قدر شب قدر اسیاسترم باشد ز خار با رخ قایم نما پوشیده تو فرد فلک
تا بکی سازی زتار طره مشکین محق چند اندازی یکجنی طائر دلها شرک
تا بکی در چنگ شاهین غمت دل چون پز چند در چنگال بازت ابون ترا ذکر یک
بگذر از بیداد و ظلم ای دلبر سیمین بدن ورنه گویم قصه ظلمت بسلطان په سبک
شهریار ملک ایران وارث تخت کیان قصر ایوان جلالش چون فلک عالی سک
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
