Machine transcription
ای صاحب خلقے ای معنی عقیق
در مدح ذات تست مرا طبع گر حسیب
طرزی بمدح تو چه نظمی در آورد که پنا
شبه تو در خیالم و مثل تو در نسیب
آن کا ملی که مدح ترا مدح مدعست
آن باذلی که بحر بود پیش تو غدیر
از بسکه حسن خلق تو صیاد عالست
یک شهر مرغ دل شده بیدانه ات اسیر
خلق خوش تو کر سبب رنج دشمنت
از بوی خوش همیشه جعل را بکو بمیز
خوی خوش تو مایه حیرت بشکو
اخلاق دیگران بر خلقت بچوی سیر
جاہت برتبہ پای نهد بر در سپهر
قدرت بمرتبہ گذرد از سه امیر
در همران وجود شریف منورت
چون ماه چارده بود اندر شبان قیر
کر منکر کمال تو دشمن بود مرنج
قابل بنور خور نشود دیده ضریر
طبع لطیف نازکت با بزمین تو
در کار و بار ملک کشد موی از خمیر
از خیر محض شخص ترا آفریده اند
با آنکه خلق ما بود از شور و شر شریر
از طبع تازه و دل خرم بر آمده
همچون بهشت لاله و ریحان دلپذیر
طرزی بخدمتت دو سخن عرض میکند
شاید که بشنوی سخن عاجز فقیر
زرقیم چوک خانه لطف تو بسته است
بر عرض کرد نم ز کرم خور دیا کبیر
تو حاکمی و ما همه محکوم حکم تو
میمیم از بقهر و غضب کونیم بصیر
با حق اگر زپیش تو میداشتم علاج
چون عندلیب خامه من کی زدی صغیر
دیگر زبان درازیم از التفات تست
ورنه کراست زهره که گوید سخن دلیر
خواه سال ماند و و سال دگر رسید
ور ظلم حاکمان مذب زب ادی زمیر
بگذشت سال با همه لطفت که با مست
یک چند ز آن بعهد رسیده است یکشهیر
با هندیان هند چنین لطف میعمان
یا سمعان کنند چنین رحم بر اسیر
در کوئیم اسیر اندرین دیار
چون باد میروم بخند از در و زیر
طرزی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
