Machine transcription
صحیفه ٦٦٠ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
اگر چار مجیدی میدهید خوب وکرنه پس میکردم ، هر قدر گفتگو
کنید ممکن نمیشود ناچار مجیدی نگیرد ، اما عبود آغا ازان رقمها نیست !
آیا همچنین نیست عبود برادر ؟
عبود — حاشا ياسيدى ! على الخصوص که مهمان شیخ ما باشد !
ملا — خوب صاحب ! شمایك لیرهٔ فرانسوی حق وحلال به عبود
آغامیدهید ؟
گفتم — يك مجيدی هم بالا تر !
عبود — هیچ اندیشه مکنید ! به برکت حضرت باز عبد القادر ودعای
حضرت شیخ بسلامت میرویم . بفرمائید که ناوقت میشود و رفته رفته
طوفان زیاده تر شدت میکند .
با جناب ملا و دیگر برادران افغانی خود وداع با مصافحه ومعانقه اجرا
کرده از سر زینه کنار بحر در قایق در امدم قایق باریسمانهای محکم به ستون
میخهای کنار بحر بسته شده بود . در قایق بغیر از خود عبود چار نفر
جوانهای تنومند دیگری نیز بودند . خود عبودسکانرا بدست گرفته چار
نفر قایقچی دیگر دو طرف و دو بدیگر طرف پر ها را گرفتند عبود گفت :
— اولادها ! خوب چشمهای تانرا باز داشته هوش و گوش تانرا بر
امر و قومانده من بدارید .
اینرا گفته وريسمانها را باز کرده قايق مانند يك عرابه فایتون کوچکی
که به چهار اسپ ویلهٔ بدمست بسیار بدعملی بسته باشد ودفعتهً عرابه چی
آنها ايك قمچین بسیار محکمی بنوازد و اسپها برهوا شده عرابه را بکشد ،
موجهای مدهشه بحر نیز قایق را همچنان قوتی بر هوا نموده بقدر بیست
سی قدم دفعتهً به پیش براند . یا آنکه قایق ، يك بالون پر از غازی بود
که بمجرد بازشدن طنابهایش بشدت بر هوا برامد. اماقایق مابالونی بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
