Machine transcription
صحیفه ۶۳۰ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
خوش آمدید! منهم از آمدن چون شمايك همشهری ادیب عزیز خود ممنون شدم.
اینرا گفته دست لطیف نازنین خود را برای مصافحه پیش کرد. بکمال حرص و شوق دستش را از نوك پنجه گرفته بلبهای پرگرمی عشق خود نزديك کردم و بوسه های متواضعانه زاری کنانه خود را بر ان نهادم. گفت - آه! چه جوان آتشین نفسی! بیا که بنشینیم. گفته بريك كوچيكه در یکطرف دالان بزرگ بازینت گذاشته شده بود نشسته مرا هم در پهلوی خود نشاند.
بقدر یکساعتی که در پهلوی این بدیعه لطافت نشسته بودم خودم را در يك عالم ملکوتی دیگری مییافتم. زیر ا همه لوازمات حسن و لطافت که برای يك زن متصور باشد در (مه پرتو خانم) موجود بو. در رنگ پوست و مو و چشم و مژکان به مادام مارتی استانبولی نژاد رومی بنیاد مشابهت بهم میرسانید. یعنی سفید پوست، گستانه موی، چشم میشینی مژگان برگشته بود. در قامت وسط یکقدری به پستی مایل، و در بدن، خوش گوشت يك کمی به فربهی متمایل بود. گردن سیمینش بلند، و غبغبش نسبت به فربهی وجودش کم حجمتر، زنخدانش مدور بسوی دهن يك میل بسیار خوشنمایی کمی یافته، لب زیرین لعل رنگ آبدارش بشکل افقی، لب بالایش بشکل قوسی، بینیش منتظم، رخسارش مدوريك محبوبه مه پیکری بود.
لباس لطیفی که در بر داشت گلابی کم رنگی بود که با گلگونه رخسار سفید دلارایش يك مناسبتی بهم میرسانید. از جنس زیور و زینت بجز يك ماه و مشتری بزرگی که از الماسهای پارلانت بزرگ دانه بکمال صنعت زرگری ساخته شده بود و در مابین غره موهای گستانه رنگ خود زده د دیگر زیور در سر و بر نداشت. موهایش را از پس سر جمع کرده بر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
