Machine transcription
صحيفه ٥٦ سياحتنامه سه قطعه روی زمین جلد اول
اجرا میکنی ، وگرنه تا آمدن من درینجا میدانی.
این تنبيهات را کرده در او تاق مخصوص خود بیامدم. و سر و روی خود را
از گرد راه با صابون و قولو نيا پاك شسته در کافه شانتی طبقه وسطانی اوتل
خود فرو آمدم ( ١ ) و یکی از آرام چو کیهای بسیار خوش قماشی را انتخاب
کرده مقابل مر بمی که موسیقی نوازان بر آن اجرای آهنگ میکردند
نشستم. و يك كلاس شربت پورتقال طلبيده به استماع مشغول شدم .
این کافه شانتی یعنی مشروبات خانه باساز عبارت از دالان بسیار بزرگیست
که با چراغهای متعد د گاز هوا مانند روز روشن شده است و در هر هر جا چو کیها
ومیز ها به ترتیب بسیار خوشنمایی چیده شده و مر دم انبوهی در آن جمع
آمده اند . پیش هر میز بر چند چوکی چند نفر رفقا نشسته میباشند ، و هرکس
بهر نوع مشروباتی که ذوق داشته باشد در پیش روی شان گذاشته میشود.
میز ها همه از سنگ مرمر و سماق است .
شطرنج ، تخته نرد ، قطعه ، میزهای بازی بلاردو نیز برای شوقیهای
آن موجود است. در آخر دالان بقدر يك متر از صحن دالان بلندتر يك
صحنه موجود است که با آینه ها و گلها و بيرقها تزئین یافته. برین صحنه بقدر
پانزده بیست دختران پری پیکر نازنین اوروپی که از سن هجده تا بیست سالگی
میباشند و همه يكرنگ لباس پوشیده اند ، و یکرنگ توالت یعنی آرایش
کرده اند موجود هستند که بدست هر یک از انها يكيك كمانچه و ديگر آلات
موسیقی اوروپی بوده هواهای مختلف پارچه های (اوپه را) را مینوازند .و
در هر ده دقیقه كه يك مقام را نواختند آلات موسیقی خودشانرا گذاشته
در صحن دالان و برنده برای دم راست کردن و تنفس منتشر میشوند ، واگر
کسی یکی بادو از آنها را برای نوشیدن يك پیاله قهوه و چای و یا دیگر مشروبات
( ١ ) معنی کافه شانتی چون از همین بیانات حکایت احوال پدیدار میگردد ، حاجت
به این نیست که بگوئیم (كافه شانتی ) چه معنی دارد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
