Machine transcription
صحیفه ٦١١ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
در يك گوشه بپا ایستاده و برسفره پردازان نظارت میکرد نزدیك شده گفت :
ـ افندی اوتاق مخصوصه برای طعام خوردن میخواهد خدمتگار (بفرمایند) گفته و تا به پيش يك زینه بسیار عریضی ما را مشایعت کرده اشارت بالاشدنرا نمود . و خودش يك دکمه الکتریکی را تاب داده در بالا زنگ نواخته شد و تاما از زینه بالا میشديم يك خدمتگار آلا فرانکه بسیار خوش پوش پاکی بر سر زینه ما را استقبال کرد . و تا به دروازه يك اوتاق آمده و پیج دروازه را تاب داده ( بفرمائید ) گفت .
او تاق بسیار با زینت و آراستگی بود با يك نجره بسیار بزرگ یکپاره آینه بسوی بازار ناظر بود . سفره طعام دو نفری با همه زینت در وسط خانه مانده شده بود . در پیش میز نشسته حماد را در مقابل خود به نشستن امر نمودم . خدمتگار ( لیسته ) یعنی ورقه فهرست طعام ها را آورده در پیش رویم نهاد و منتظر به ایستاد . از بیست و دو رنگ طعامیکه در لیسته نوشته شده سه چار رنگ طعام و برای حماد يكدو شيشه شراب بورد و و چیزی شیرنی و میوه طلب کردیم .
هم طعام میخوردیم و هم مکالمه میکردیم :
گفتم ــ خوب حماد آغا ! شما نام شخصی را که بمن وعده داده اید ( ست مپرتو ) گفتید . ست را دانستم که بمعنی خانم یابی بی میباشد اما این ( مپرتو ) را ندانستم که فرانسویست انگلیزیست ایتالیست چیست ؟
گفت ــ منهم مانند شما ازین اسم بمراق افتاده از خودش وجه تسمیه آنرا سوال کرده بودم برای من ( مپرتو ) را به [ صنوء القمر ] ترجمه کرد .
دانستم که ( مپرتو ) نی بلکه ( مه پرتو ) است زیرا اکثر کنیزکان چهره سرایه های استانبول را نیز بهمین نام شنیده ام .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
