Machine transcription
صحیفه ٦١٠ سیاحتنامۀ سه قطعۀ روی زمین جلد سوم
حماد الاسود بمن گفت:
— شما تا طعام بخورید من هم در یکی از آشپزخانۀ همجوار بدفع جوع خود
میپردازم و بعد از ان آمده در دهن دروازه شما را انتظار میکشم .
گفتم — چرا در همین جا طعام نمیخوری ؟
گفت — این محل معتبرین و جنللمنهاست و در خورد مانند ما اشخاص
نیست . از انسبب .
بنابر مراقیکه بمن پیدا شده بود میخواستم که حمادرا در باب خانم چرکسی
مصری استنطاق کرده معلومات کامله بگیرم لہٰذا نخواستم که از من جدا شود .
گفتم — آیا درین لوکانته قمره های خصوصی نیست که انسان تنها
دران طعام بخورد ؟
گفت — چرا نیست افندم . اما طعام در انجا دو چند اجرت دالان لوکانته را دارد.
گفتم — در انجا البته شمارا با خود برده میتوانم .
گفت — های های افندم! تنها مرانی بلکه (ست مبرتو) را نیز بکمال آزادی
با خود آورده میتوانید .
گفتم — ( ست مبرتو ) گفتید چه معنا دارد .
گفت همان شخصیست که بشما وعده کرده ام .
این سخن را گفته از زینه های مرمر بدروازۀ آینه داری که باز بود داخل
دالان بزرگی شدیم که بانور چراغهای برقی منور و با همه لوازمات زیب وزینت
مکمل بود . از کازینو و لوکانتۀ ( تو قاتلیان ) بيك او غلی این لوکانتۀ اسکندر
یه را بزرگتر و در زینت با آن همسر و برابر یافتم . میزهای بزرگ و كوچك نان
خوری بارو کشهای بسیار سفید و اوانی بلورین و نقره ئین در شعشعه فشانی
بود . جمعیتهای زنان و مردان مختلف الالوان در هر هر طرف لوکانته نسبت
بجمعیت نفری خود بر میزها نشسته بودند . حمادالاسود بيك خدمتگاری که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
