Machine transcription
صحیفه ۵۹۷ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
زهرا - بلی، من ازو پرسیدم که آیا از روز حرکت وابورها که به طرابلس غرب میرود خبر داری؟ او گفت: امروز يك واپور برای سفر حاضر است. از انسبب به اضطراب افتادیم. زیرا يك آن اولتر بجگر پاره خود مصطفی رسیدن میخواهم.
گفتم - والده! شما هیچ اضطراب و اندیشه نکنید. دو ساعت بعد انشاء الله ره پیمای صوب مقصود خود خواهید بود همه چیز حاضر است بفرمائید که بواپور برویم.
لامعه - اما اول تکت های خود مانرا باید بگیریم.
گفتم - همشیره! شما اندیشه مکنید. تکت را درواپور میگیریم. بفرمائید که برویم ناوقت میشود.
اینرا گفته حما دالاسود را به برداشتن کالا و اشیای شان اشارت کردم. و (برویم) گفته در پیش روی شان افتادیم ایشان نیز از عقب من روانه شدند. از اوتل که برآمدیم حما دالاسود را گفتم كه يك سبد را از نان، وگوشت یخنی، و پنیر وزیتون و میوه پرکرده از لوکانطه اوتل گرفته باما بیارد.
والحاصل همه اشیا را در قایق جابجا کرده و از دست خانمها گرفته در قایق نشستیم. بظرف پنجدقیقه بواپور رسیدیم. از زینه بالا برآمده در قره های درجه دوم رفتیم وقروت قره ها را پیدا کرده تکتها را نشان دادم او قره نمبر ۸ که جداگانه از دیگر قره ها بود وبرای عائله ها مخصوص بود نشان داد. خانمها را در قره برده وحوایچ و اشیای شانرا جابجا کرده و سبدۂ خوراکه وتکتهای واپور را پیش شان نهاده گفتم:
- والده، همشیره! این تکتهای شما، اینهم یکچند روزه قوت لایموت شما، چکنم حق والده گی و همشیره گی شمارا درین وقت ازین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
