Machine transcription
صحیفه ٥٤٣ سیاحتنامۀ سه قطعۀ روی زمین جلد سوم
گفت -- دیشب چیزی شوربا و چیزی برنج برای شان بردم . پسر بر جای خود تکیه زده یکچند قاشق شوربا نوشید . ولی نانرا جویده نتوانست زیرا بحرکت جویدن زخمش درد میکرد . حالا هم خانم پیررا دیدم که وضو گرفته نماز میخواند پرسیدم گفت خوبست و شب براحت بود.
اینرا گفته گفته تا ببالابر امدیم . و بحضرت پدر سلام کرده از احوال صبحیۀ شان استفسار نمودم .
فرمودند - دیشب به استراحت تمامی خوابیدم. هیچ کسالتی در خود نمی بینم خودت نیز انشاء الله همچنین خواهی بود .
گفتم - الحمد الله بسیار خوبم . خواب کامل براحت کرده ام .
فرمودند - آیا آن پسر بیچاره که سرش شکسته بود چسانست ؟
ابو محی الدین - خوبست یا سیدی .
درین اثنا پاپاس فرانسوی ثم الدمشقی از زینه های بام بالا برامده یکسر بطرف ما آمده بحضرت پدر سلام داده بر کوچ مقابل در پهلوی من بنشست.
حضرت پدر بعد از جور پرسانی باپاپاس مذکور فرمودند :
- آیا جناب پاپاس افندی از نوشیدن يك دو پیاله چای ما نفرت نخواهند کرد؟
پاپاس - استغفر الله ، نفرت هم سخنست ! چای شما را از مأ مقدس خود ما بقدسیت فرببتر و چون آبحیات زنده گی آور میپندارم .
چای و نان و پنیر و بسکوت را در پیش پاپاس افندی پیش کردیم به بسیار اشتها و ذوق چای و ناشتار انموده گفت :
- بدون مبالغه میگویم که تا بحال همچنین يك ناشتای لذیذ نکرده ام.
حضرت پدر - عافیت با شد . دل من چنین گواهی میدهد که در سینۀ شما يك نوری در درخشیدن هست ، ولی بعضی پرده های حجاب اوهام وشکوكات آن نور نیر در خشنده را میپوشد . که رفع انحجاب هم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
