Machine transcription
صحيفه ٥٤١ سياحتنامة سه قطعه روی زمين جلد سوم
گفتم – خاطر جمع باشيد انشاء الله تهلكه نيست حالا شما را بخدا
سپرده ام ، فردا باز همراه داکتر آمده می بینم.
گفتند – تشکر میکنیم . بسلامت باشید .
از اوتاق برا مدم . ابو محی الدین را در باره فراموش نکردن طعام آنها
تاکید کرده بحضور پدر آمدم و از حاضر بودن طعام خبر داده برای حاضر
کردن میز طعام خوری در پی قروت رفتم قروت را پیدا کرده گفتم .
– يك ميز كوچك دستی با روی پوش پاك آن از شما میخواهم که در اوتاق
سیگريت کشی ببری .
گفت – برای چه ؟
گفتم – حضرت افندی در انجا طعام میخورد .
گفت – عفو بفرمائید ! من میبرم ولی طعام خوردن در ان او تاق ممنوعست.
اگر کپتان خبر شود از من بازخواست میکند
گفتم – حالا کپتان کجاست . بگیر اینر او . یزوا گرفته بپاراينرا گفته يك
ناپولیون ده فرانکی بدستش چسپانیدم . قروت تشکرها کرده میز را با میز
پوش پاك آن و صراحی و گلاس آبخوری بیاورد . ابو محی الدین طعام را نیز
آورده و بر سفره چیده حضرت پدر و جناب شریف و من هر سه بر سفره
نشسته طعام را خوردیم . زنگ طعام نواخته شده دیگران نیز طعام خور
دند . بعد از طعام علایم لنگر برداشتن و اپور نیز پدیدار گردید . ماشین های
جراثقالهای کشیدن لنگر به گرگر آمده ایشپلاقهای کپتانها دمیدن گرفت ،
تک و دو عمله های واپور آغاز نمود .
واپور قريب بهشت بجه شب بود که از حوض لیمان برامده یکسر بسوی
قطعه افريقا دریانوردی آغاز نهاد. هر کس چون دیشب را به بیراحتی گذرانیده
بودند از وقت بقمره های خود شان در امدند . حضرت پدر بعد از طعام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
