Machine transcription
صحیفه ٥٤٠ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
کرده ام دارم و ....
گفتم - بس بس! در واپور به این طوفانی این یك مهمانی باشکوهی شمرده میشود . آفرین محی الدین آغا . حالا این رابگو که از بیمار همسایه ات خبرداری که چسانست ؟
گفت - یکساعت پیش ازین بنابر فرموده شما چای برای شان ساخته دادم . احوال پسر الحمد لله خوبست، ولی بسیار زهیر شده . آه افندم اگر دعاهای شانرا در حق خود بشنوید ! از نیکویی شما آنقدر شکر گذاری میکنند که اندازه ندارد .
گفتم - تو طعام را حاضر کن که من یکبار پرسان پسر را بکنم .
گفت - بسرو چشم .
در پی دروازۀ شان آمده آهسته دروازه را زده گفتم :
- خانم والده ! رجا میکنم احوال صحت فؤاد بیگ را بمن میگوئید که چسانست ؟
خانم جوان دروازه را باز کرده گفت .
- بفرمائید بچشم خود به بینید . بسیار فضل پروردگار است . از در درآمده پسر را دیدم که به پشت افتاده و چشمهایش باز ولی رنگش از سبب ضایع شدن خون بسیار از حد زیاده زرد و پریده است . نبضش را گرفته پرسیدم :
- چسان خود را می یابی اولاد !
گفت - شکر است . تشکر میکنم .
خانمها را پرسیدم که علاج داکتر را منتظماً داده اند یا نی ؟
گفتند بلی منتظماً داده ایم. و هر بار که آن دوا را خورده قوت برایش حاصل شده .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
