Machine transcription
صحيفه ٥٣٧ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
- لعنت ، این قحبهها در نجاهم مثل کله خر سبز شدند !
گفتم - کرا مراد دارید ؟
گفت - ببین این زنان فاحشه افرنج را که در واپورا ز دست خندهها
و غزلسرائیهای شان آرام نداشتم درینجا باز در پیش روی من نشسته اند.
چون نظر کردم بواقعیكه مادمو ازلهای مجازی بود . به اشارت يك
سلامی بطرف شان كرده . آنها نیز به اشارت بمن چنان فهمانیدند كه «ببین
كه از كه بریدی و با که پیوستی » !
جناب شریف را خطاب نموده گفتم :
- يا حضرت السيد! این كازینوست هر رقم مردم در آن میباشد شما خود را
آزرده خاطر نسازید . هر كس میداند وكارش .
گفت - ببینید ، آن دو ملعون مصری نیز با ایشان نشسته در واپور هم
همیشه با آنها يكجا ست . و با آنها غزلسرایی میکنند .
گفتم - بلکه خویش و اقربای شان باشد !
گفت - نی این قحبهها رقاصهها و آن دلهها مغنی شانست.
گفتم - امامی بینید بد مالها نیستند یا حضرت سید !
گفت - لعنت الله عليهم اجمعين . اینها شیاطین اند اللهم احفظنا منهن.
گفتم - آیا اینها بکجا میروند و کار و صنعت شان چه خواهد بود ؟
گفت - هیچ نمیدانم . در واپور هم ندیده بودم، دیروز دیدم که با من
همسایه بودند . ازانرواز همه واپور نفرت کردم دیدم.
که جناب شیخ خیلی زاهد خشك متعصبیست . لہذا گفتم :
- حضرت سید نباید که در اثنای سیاحت بر خود هر چیز را دشوار
بگیرند . در واپور و ریل و اینگونه جاهایك سیاح هر گونه مكروهات را می
بیند و میگذرد . پس اگر هر مكروه طبع خود را بر خود دشوار بگیرند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
