Machine transcription
صحیفه ۵۲۷ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
که از روی آب در جو هوا بالا برانده، باز دفعتهً چنان يك نزول وسقوطی برایش پیش می آمد که گمان میشد بقعر بحر فرو رفت .
خلاصه این شدت طوفان تا بوقت ظهر بيك وتيره دوام ورزيد . بعد از ظهر آهسته آهسته رو به آرامی نهاد . یکساعت بعد بدرجهٔ رسید که انسان حرکت بتواند . حضرت پدر برخاسته وضو گرفتند و آهسته از قمره برآمدند . منهم بهزار مشقت برخواسته وشست وشو وتوالت خود را تا یکدرجه انتظام داده برای یکقدری فرو بردن هوای تازه بر سطح برآمدم . از دیدن دریا انسانا دهشت می آمد ، روی دریا منظرهٔ يك کوهستانی را بنظر جلوه میداد که زروه های آن با برف مستور باشد . كفهائی که از مصادمه امواج حاصل میشد مسافه های بسیاری را مانند برف سفید میکرد . بدشواری تا بر کناره کنار بحر رسیدم . کناره را گرفته بسوی بحر نظر کردم . چه عجب منظره ! موجها وابور را گاهی آنقدر بلند میکرد که تا محطهای طبقه های چارم و پنجم آن از آب بیرون برآمده يك كودال بسيار عميق ومدهشی در زیر نظر تشکیل میداد، وباز چون موج از زیر وابور پس میشد کنار وابور تا به آب میرسید که انسانرا دهشت گرفته غیر اختیاری خود را از کنار بکنار میکشید .
باد سراسر شدت خودرا تخفیف نموده بود . شعاع شمس از میان ابرهای پاره پاره شده گاهی رخسار جهان افروز خودش رانشان میداد و گاهی پردهٔ حجاب را بر روی خود میکشید . ولی دریا از تلاطم وانه می ایستاد . در سطح و دالان و هیچ طرف کسی دیده نمیشد . مگرکه حضرت پدر در دالان سيكريت کشی نشسته نماز میخواندند . زیرا ایستادن میسر نمیشد .
موجهای کوه آسا به يك تپه زار پست و بلندی تحویل نمود طپش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
