Machine transcription
صحيفه ۵۲۲ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم صحیفه
میکنم . چونرفتنی شام میباشم امید میکنم که مرا محب صادق خود شمر
ده اگر گاه گاهی بزیارت تان بیایم مرا قبول بفرمایند ، درینباب انشاءالله
از انوار جناب سردار استناره خواهم نمود .
حضرت پدر - من بسیار از دیدن شما خوش شدم ، و در جبین شما
نور هدایت را مشاهده میکنم اگر شما نیائید من شمار ا جستجو خواهم کرد،
واگر بیائید شمارا بصورت صمیمانه قبول خواهم نمود .
جناب پاپاس . و حدييكصورت متأثرانه وجد آمیز انه بر پاخواسته گفت:
يك رفیق دیگر دارم که از دیشب به اینطرف بیمار شده مجبورم که
در قره پیش او بروم و گرنه دلم از مصاحبۀ تان سیر نمیشود .
حضرت پدر -- باز انشاء الله بهم می بینیم .
پاپاس از بام فرو آمده بقماره هارفت . حضرت پدر فرمودند که :
هدایت از جانب پروردگار است . ولی چنان میپندارم که این مرد
استعداد بسیاری برای اخذ پرتو انوار اسلامیت دارد .
گفتم -- انشاء الله از برکات انفاس مبارك مسلمان میشود .
درین اثنا وابورمایکسر بحوضه خلیج شهر لطافت بهر از میر تد ویر
چرخ عزیمت نهاده بود . سواد شهر از دور پدیدار گردید . وابور مارفته
رفته سرعت حرکت خود را تخفیف میداد از میان غبار و دمه هوا آهسته
آهسته خانه های بلند و مناره های جوامع و ساعات شهر معلوم میگردید .
تا آنکه دو ساعت بغروب مانده وابور ما در خارج حوض لیمان از میر که
تعریفات آن در جلد اول کتاب سبقت نموده لنگر انداز اقامت گردید .
سبب بیرون ماندن وابوراز حوض از ینست که در پنجا وابور ما بجزيك اخذ
و عطای داك دگر هيچ کاری ندارد .
مردم وا پور نشین همه بر کتاره های کنار و اپور تکیه زده بنظاره شهر
مشغول :
رفته بود
آمده تما
ایستاده ا
کرده ، و
انشاء الله
در
غالب چند
و بلندرو
میداد ..
کوچکی ا
پیش زینه
مایما نهای
مارابا لوح
علامتها خـ
تابو
سمت غر
عزیمت آ
- فرزا
آمده نماز
بیارد . ژ
(بچشم
مشغولست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
