Machine transcription
صحیفه ۵۱۰ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
خندیدم .
چای و ناشتا هم به اتمام رسیده بود، از دالان برامده یکسر بسوی قمره درجهٔ سوم رفتم . ابو محی الدین را دیدم که در پیش دکان قهوه چی سیگریت میخرد .
گفتم – تدارک نان چاشت حضرت پدر را کرده ئیکه درینجا خرامان میگردی ابو محی الدین آغا ؟
گفت – حضرت افندی بزرگ فرمودند که من چاشت نان نمیخورم در وقت پیشین با چای چیزی بسکوت و غراییه برای شان بیارم از انسبب چیزی نه پخته ام .
ازین یک خاطر جمعشده برای دیدن قمره های درجهٔ دوم و آرزوی ملاقات ابراهیم سهلون افندی، و زیور بیک از زینهٔ قمره های دوم فرو آمدم . ازيك دهليز يكه بر اطراف صفهٔ يك انبار خانه دور میخورد گذشته بيك دالانیکه بسیار مشابهت بدالان قمره های درجهٔ اول واپور (قورنیلوف) روسی که دران آمده بودیم میرسانید آمدم . در وسط دالان يك میز با صفایی بود که در یکطرف آن همان چار نفر مادامها که دیروز در اثنای قدم زدن آنها را دیده بودم و دو افندیان مصری نشسته بودند، و از وضع شان چنان معلوم میشد که در باب يك مسئله با هم مذاکره میکردند .
افندیان مذکور چون مرا دیدند برخاسته (اهلاً و سهلاً) گفته استقبال کردند .
گفتم – عفو بفرمائید! بلکه مانع مذاکرهٔ تان میشوم .
گفتند – استغفر الله! بالعکس هم ما و هم مادامو از لها را ممنون میسازید .
بماد مواز لها جدا جدا مراپزه زائته کرده ومنهم بهريك از انها جدا جدا وضع سلام احتراماته را اجرا کرده در پهلوی افندیان مذکور بمقا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
