Machine transcription
صحیفه ۵۰۰ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
و بزبان عربی باهم صحبت داشتند. منهم درآمده سلام کردم.
فرمودند - کجا بودی فرزند؟
گفتم - تابه آخر واپور رفته ابومحی الدین را یافتم!
فرمودند - این ذات مبارک یکی از تعلقات شریف مکه مکرمه میباشد، واسم شریف شان (زین العابدین الشیبی) میباشد از استانبول بمکه مکرمه میروند.
بجناب شریف سلام متواضعانه کرده گفتم:
- تشرف کردم افندم!
حضرت پدر جناب شریف را مخاطب نموده گفت:
- فرزندم محمود را بشما معرفی میکنم.
شریف - ماشاء الله! خدا او را بسایه والدش محفوظ بدارد.
حضرت پدر - دعای شما موجب برکت است، و همیشه حسن توجه شمارا در حق او تمنی میکنم.
شریف - خدا از و راضی باشد. من خودرا خیلی بختیار میشمارم که بحضرت سردار ومخدوم شان تشرف نموده ام.
مگر این ذات یکی از عمزاده های شریف مکه میباشد که برای عرض خلوص بدربار پاد شاهی آمده و به نشان درجه سوم مجیدی و دیگر احسامات شاهانه نایل شده پس بمکه مکرمه میرود، و در قمره های دوم اقامت دارد. چون برای قدم زدن به اینطرفها آمده با حضرت پدر درین او تاق سیگریت کشی باهم ملاقی شده است.
حضرت پدر - فرزند ابو محی الدین در ینوقت يك چایی بمانوشانید. نخواهد توانست.
گفتم - چرا نمیتواند. امر میفرمایند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
