Machine transcription
صحیفه ٤٩٦ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
یکطرف با دروازه های قر، ها و از یکطرف با دیوار محاط بود مرا در آخر
دهلیز، در یک دهلیز دالانچه نمائی رسانید که از یک پنجره آینه کلفت مدور
و باز از طرف بحر در آن هوا و ضیا می آمد. این دهلیز بدهلیزهای دو طرفه
دیگر بوضع افقی واقع شده که ازینجا بدهلیز طرف راست گذشته میشود.
در وسط يك میز تخته یی کلفتی موضوع است، و در دو طرف آن يكيك
در از چوکی یی پشتی تخته یی گذاشته شده. دیگر هیچ مفروشات و تزئیناتی
ندارد. از دور دیدم که ابو محی الدین سر برهنه و جاکت را از بدنش برآورده،
و آستین های پیراهنش را تا به آرنج بالا کرده، و پیش بند سفید آشپزی
خود را از کمر تا بزانو آویخته، و بر دیگدان آتشفشان خود دو دیگ را بار
کرده موال گویان و نغمه سرایان بکار خود مشغولست.
آهسته آهسته از عقبش آمده گفتم :
ـ آه يا عينی کان کمان !! ...
ابو محی الدین بتلاش روی خود را گردانیده و وضع احترام را گرفته
و تمنا نموده گفت :
یا سیدی این شما بودید؟ عفو بفرمائید هیچ آمدن تانرا منتظر نبودم.
گفتم ـ چه حال داری؟ ازین جایت ممنون هستی، یانی ؟
گفت ـ امان افندی من! ممنونیت هم سخن است آنقدر براحت و
آنقدر مکمل يك جائیست که به بیان هم برابر نمی آید. بسیار لطفکار هستید
افندی من .
گفتم ـ از وقتیکه بوابور آمده ايم يك بار بطرف ما نيامدي نه يك
خبری گرفتی چرا؟
گفت ـ افندی من! در قمره هائیکه ذات عالی شمایان هستید بمن
هیچ حاجت خدمت نیست. الحمدلله از سایه آسایش و انتظام وابور ها
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
