Machine transcription
صحیفه ٤١٨ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
شتافتم:
و باهم دست داده و از احوال همدیگر پرسیده در نزد دریچه تکت فروش
آمدیم و بعدد اشخاص موجوده تکتهای درجه اول و اپور را گرفته داخل
واپور شدیم که واپور نیز هماندم فریاد آخرین خودرا کشیده حرکت نمود.
این و اپور از واپور های بسیار منتظم و با نزهت شرکت خیریه بود که بـبام هوا
دار درجه اول آن بايك زینه بسیار عریض کناره برنجیی بسیار خوشنمایی
بالا میبرامد. سطح بالایی با کوچها و چوکیهای بسیار مزین و اعلایی تـ
تئین و تفریش شده بود. بنابر اشارت مادام ماری يك كوچ و دو سه چوکیهای
که از مردمان کناره تر بودو رو بر فتار واپور نهاده شده بودند نشستیم.
از مادام و موسیودیمتری جویاشدم. مادام ماری بسخن آغاز کرده
بلطافتهای مخصوصه که داشت گفت :
— موسیو و مادام بسیار مهمان دوست مردمانی هستند. برای خوب
شطارت پیدا کردن مهمانی امروزه ما از دیروز با آخر ترین واپور ها
به (بیو کدره) رفته اند. شب راهم در انجا گذرانیده اند. اوتل ولوکانته
باغچه دار ساحل را که در زیر اجاره یکی از دوستان شانست برای شرف
ضیافت مایان در زیر انحصار آورده. امید میکنم که امروز خوب يك ميله
خواهیم نمود.
گفتم — در خوبی امرو زبنده هیچ شبهه ندارم. زیرا در نفس خود
چون ملاحظه میکنم مسعود ترین ایام حیاتم را عبارت از همین روز فیروز
می یابم که بشرف همصحبتیی مانند شما و مادام و موسیو شارل نایل شده ام.
مادام فریـدیس و موسیو شارل تواضع وتشکر نمودند. مادام ماری گفت:
— اما بیگ افندی ! اگر همچنین سخنان رسمانه ستایشکارانه را
امروز خط حرکت کلام خود بگیرید خود تانرا بعذاب گرفتار خواهید کرد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
