Machine transcription
صحیفه ٣٦٧ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
گلهای اینقدر جمعیتها به اصول و قواعدیکه در چنین جاها جاریست یعنی مچوکی،
ویزه و شمسيه و باستون كسی دکهنزدن، و هیچ کسی را زحمت ندادن گذشته در
نزدیك مرسح بطرف دست چپ بفاصله دو قدم از میزی كه دو مادام لباس یکر
نگ شوخ و شنگ بر اطراف آن نشسته بودند يك میزی انتخاب کرده نشستیم .
سعید بیگ مادامها را به اشارت سر يك تمنایی کرده مادامها نیز با تبسمهای
گنج لب، و غمزه های گوشه چشم، و پست كردن پشت ابرو، وراست كردن
گردن و مایل ساختن زنخدان بسوی غبغب و سرفرو آوردن بسوی سینه
بهانه دیدن گل سرسینه ، وبسی عشوه پردازیهای دیگر جواب تمنای
سعیدبیگ را مقابله نمود .
این دو نازنین مه جبین — بلی مه جبین بودند: زيرايكيك «بوروش»
ماه و مشتری نشان عثمانی برجبههٔ كلاه فرنگی اطوارشان كه برطرهٔ طرار
شان بطرف بنا گوش چپ يك قدری میل كرده بود موجود بود . هر
دوی شان از يك قماش بسیار لطیف حریری یاسمنی رنگ که بيك رنگ ،
ويك برش كه از فیشنهای آخرین ایام حاضره بود گونهای دامن كشان بسیار
کلو داری در بر داشتند . بکسهای كوچك دستی ، و شمسيه ها حتی
کلاه و بوتین شان نيز بيك فیشن و يكرنگ بود . آمدیم برمسئلهٔ حسن
وجمال شان : در خصوص اول چیزیکه بنظر دقت بر میخورد هماناسیاهنی
موها و ابرو و مژگان و چشمان یكی ، وقهوه رنگنی موها و ابرو وسیاوی
رنگنی چشمان آن دیگر بود . در قد و بالا همدوش بودند . كمرهای
باريك و سینه های برامدهٔ شان بايك جنس استاير تضييق یافته بود كه حسن
اندام شان از یکدیگر چندان فرقی نشان نمیداد . در رنگ ؛ سیه مو اسمر
گلگون رنگ ، وقهوه موا بیض شکوفهٔ سیب رنگ بود .
سعید بیگ گفت :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
