Machine transcription
صحيفه ٣٥٨ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلددوم
خوب حالا بفرماييد كه چه خيال داريد ؟
گفتم — خيال من تابع خيال شماست . بچه آرزو ميفرمائيد ؟
گفت — خيال من اينست كه حالا بنده يكقدرى كار دارم . تا به مطبخ عامره براى سررشته بعضى كارهاى مهمانخانه ميروم بوقت شام حاضر ميشوم و طعام شام را با حضرت سردار تناول كرده بعد از آنكه به اوتاق خود تشريف بردند ما و شما باز يك سياحت شبينه عوالم بيك اوغلى را اجرا ميكنيم چسان ، آيا سياحت ديشبي پسندتان نيامد ؟
گفتم — نغمه روایح لطیفه ماد موازل فلورى ، وصدای خوش نغمه حنجره ظريفه اش ، وجمال مؤثره گلوسوزش در سماى دماغم مانند ستاره های بسیار درخشانی پرتو نثاری دارد .
گفت — آيا مادام مارى را از يادتان برديانى ؟
گفتم — حاشا ! هيچگاه !
گفت — آفرين برعشق پاك شما ! قح قح قح !!!
سعید بیگ قهقهه های معنی دار خود را بشوخی صرف کرده ، و با هم دست داده گفت :
تا بشام ( آديبو ! ) (١) امشب اگر ماری را از يادت نبردم باز بگو.
گفتم ( اورو وار ) ( ٢ ) هيچگاه ، هيچگاه !!
با خود گفتم : « عجب فرصت است اگر جولان ديروزى وامروزى خود را از روى نوطه هائيكه قيد شده ثبت كتابچه نمايم بهتر خواهد بود. لهذا به اوتاق خود داخل شده و در پیش میز نشسته و وقایع دیدنی و شنيد نى ديروز وامروز را يگان يگان در قوه مفكره و در دستگاه تصور
(۱) آديو كلمه فرانسويست — يعنى بامان خدا .
(۲) اورووار نيز فرانسويست جواب بامان خداست — یعنى باز هم ببينيم .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
