Machine transcription
صحيفه ٣٤٥ سیاحتنامهٔ سه قطعهٔ روی زمین جلد دوم
درین اثنا قهوه هم نوشیده شده بود . بجمعیت بپا خواسته از مهمان
خانه برآمدیم در عرابهٔ ( فايتون ) حضرت پدر، و بنده ، و شوکت
بیگ ، و در عرابهٔ قویه سعید بیگ و حسن شهاب افندی و در پیش عرابه
ابو محی الدین ، و در پیش عرابهٔ خود ما یکی از خدمتگاران مهمانخانه
نشسته عرابه ها از راه بشکطاش بحرکت افتاد . جادهٔ بزرگ بشکطاش
و سرك بزرگ کناره دار بازیانی که بسوی تپهٔ سرای شوکت احتوای
( ييلديز ) بالا برامده است از عساکر پیاده، و سواری، وطوپچی و استحکام،
واطفائيه و غیره پر و مالامال بود که با البسه رسمی تمام ، موزیکه ها نواخته
اطراف واکناف جامع حمیدیه را احاطه میکردند و منظره های مختلفهٔ
قیافهای عسکریه و افسران خوش دریشی جوان تر و تازه حقیقتاً لوحه
های خوشی در نظار تصویر میداد ، لاره های مختلفهٔ موزیکه های صنوف
مختلفه در دلها يك وجد و نشاطی می انداخت .
به اینصورت بدر وازهٔ جامع رسیده عرابه های ما توقف نمود .
از عرابه فرو آمده در میدان جامع داخل شدیم ، و در پیش بنای جامع
شوکت بیگ و حسن شهاب افندی در پیش ما افتاده ما را بدر وازهٔ اوتاق
مخصوصه رسانید . ازین اوتاق بريك زينهٔ داخل بنا بالا برامده در دست
راست بيك برندهٔ در آمدیم که با يك شبکهٔ اسلیمی کار آهنین از طرف
صحن داخلی جامع پوشیده شده بود . ازین شبکه داخل جامع و همه
مردمان نماز خوان و محراب و منبر یگان یگان دیده میشود ، ولی از خارج
در عقب این شبکه کسی دیده نمیشود .
برنده با قالینهای بسیار فاخر واعلا یی مفروش شده بود . رحله
های بسیار مزین و مصاحف شریف نیز برانها موضوع بود . این برنده
مخصوص برای نماز خواندن پاشایان و بزرگان معیت شاهانه بود که هنوز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
