Machine transcription
صحیفه ۳۱۷ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
بنده — حقیقتاً که این دایرهٔ سیاحت هم خیلی واسع و هم خیلی روح
نوازيك سياحتيست . اما پلان ونقشهٔ این سیاحت را ایا در تصور خود
چسان کشیده اید بیگ افندی ؟
سعید بیگ — افندم ! اگر برای من باشد پلان این سیاحت را به
اینصورت رسم میکنم : از پنجا با عرابهٔ خودمان به بشکطاش فرومی آئیم .
از انجا عرابه را تنبیه میکنیم که به آهستگی و مدارا از راه شیشلی بدرهٔ
کاغذ خانه فرو آرد و در انجا مارا انتظار کشد . خود ما در تراموای
نشسته به غلطه فرو می آئیم ، و از سر جسر در واپور نشسته به اسکلهٔ ایوب
میبرائیم ، صلوة جمعه را در انجا ادا کرده وزیارت برفوضات آن صحابهٔ
بزرگوار را کرده باز در اسکله می آئیم ، وازانجا يك قايق بسیار خوبی
گرفته به نهر کاغذ خانه میدرائیم و ازمیان تپه های زمرد آسا و چمنهای
لطافت ادا تا بجائیکه نهر مساعد است باقایق درانرفته از انجا با عرابهٔ خود
برتپهٔ شیشلی برامده در پنجا می آئیم چسان خوش تان آمدبیگ افندی ؟
بنده — بسیار خوب بسیار اعلا! اما كباب مشهور ایوب را فراموش
کردید ، طعام چاشت را اگر بران حصر نمائیم بد نخواهد بود !
سعیدبیگ — های های افندم ! كباب حلبی ساخت ماست دار ایوب
چیزی نیست که فراموش شدنی باشد . اما چون کبا بخانه های آنجا
مانند دیگر طعامخانه ها انتظامی ندارد از انرو نگفتم .
حضرت پدر — تا توانی سعی کن در باب آش کاسه گر چینی نباشد گو مباش
والحاصل بر همین صورت بسیاحت فردا قرار داده شده حضرت
پدر از مایان وداع فرموده به اوتاق خود داخل شدند .
سعید بیگ گفت :
— خوب بیگ افندی شما چه خیال دارید ؟
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
