Machine transcription
صحیفه ۲۷۱ سیاحتنامهٔ سه قطعهٔ روی زمین جلد دوم
در هر آن بهزار لطافت خارقهنمائی میکند سیر شدن ممکن نیست. لہذا بظرف نیمساعت ازین چارده رواق بدایعمنظر همهٔ شهر شهیر بینظیر استانبول را تماشا کرده از قلهٔ عجیبالمنظره فرو آمدیم.
این قله در اول امر از طرف (آنسطاس دهقوس) که یکی از ایمپراطورهای رومای شرقی بود برای آسانی و سهولت دخول و خروج کشتیها بقسم چراغدوار لنگرگاه غلطه ساخته شده بود. رفته رفته شهر وسعت گرفت قصبهها قریههای شهر باشهر متصل گردید. و در هر هر وقت زینت و بزرگی قله نیز به نسبت شهر افزونی گرفت تا آنکه در ینوقت آئینهٔ جهاننمای شهر استانبولش باید خواند.
وقتیکه از قله فرآمدیم سعید بیگ گفت:
- اگر خواهش حضرت سردار باشد بمعیت شان از راه (تونل) بغلطه برآئیم، و از انجا یا عرابه مسجد (یر آلتی) را زیارت کرده به استانبول بگذریم.
فرمودند - چون شما رهنمای سیاحت مائید ازینگونه ره بلدیهای شما بجز تشکر دگر چه گفته شود.
اینرا فرموده و این شعر فارسی را نیز خواندند:
چون سایه همرهیم بهر جابروان شوی شاید که رفته رفته بما مهربان شوی
سعید بیگ ترجمهٔ شعر مذکور را از من رجا نمود. ترجمه کردم. خیلی مسرور شد، و تشکرهای متواضعانهٔ آلاترکهٔ خود را صرف نمود.
بنابرین عرابهجی را بعضی تعلیماتی داده و عرابهجی راهیکه بران آمده بودیم گرفته خود ما بدست راست در یک کوچهٔ رو براه شدیم. این کوچه سراسر بامردم روم مسکونست. کوچه به بسیار نظافت و پاکی. سرکش باسنگهای خشتمانندی مفروش. دو طرف با پیاده روهای باسیمنت پخته شدهگی مزین. خانهها متصل بهمدیگر و بیکرنگ و یکطرز بنا از
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
