Machine transcription
صحیفه ۲۷۰ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
ولی بسیار مستقیم و منتظمی که همه عماراتش بیکطرز و يك نسق و یکرنگ ساخته شده داخل شدیم و در آخر آن در پیش دروازه (قله) عرابه ما توقف نمود .
این قله عبارت از يك برج کلفت مدور بسیار ستبریست که بطرز منار بالا برآمده است . ارتفاع این قله چهل متر است ، و چون ارتفاع موقع آن یعنی ارتفاع ذروه تپه ئیکه قله بران مبنیست با آن یکجاشود این قله از یکصد و پنجاه متر مسافه بر بحر حاکم و ناظر می آید . از يك دروازه که بسمت جنوب باز شده بريك زینه حلزونی یعنی مارپیچی بالابرآمدیم ، بقدر ثلث ارتفاع آن بالا شدیم که در یکدالان مدور بزرگی خود را یافتیم . اگرچه دو طبقه دیگر نیز ازین دالان بالا تر دارد ولی ما بهمینقدر اکتفا ورزیده از چارده پنجره که در دورا دور این دالان مدور باز شده بسیر و تماشای شهر مینو بهر مشغول شدیم ، ذاتاً مقصد از سیاحت قله همین است که منظره عمومیه شهر را تماشا کنند .
الحق که این تماشا لایق دیدن يك تماشا ئیست : چارده پنجره آن چارده آئینه دوربین جهان نمائیست که از هر پنجره آن يك عالمدیگری تماشا میشود، لوحه های حیرتفزای طبیعت که از هر منظر آن منظور میشود در خیالخانه هیچ شاعری نظیره آن تصور نمیشود .
پنجره ها چون بعرض کلفتی دیوار قله باز شده است از انرو عیناً شکل دوربینهای چوبی قطعه های جهان نما را گرفته که به اینسبب لوحه های هر پنجره مانند يك لوحه تصویری در نظر تجسم میکند .
در میان دروازه هر پنجره يكيك چوکیئی گذاشته شده که تماشائی بکمال استراحت بران نشسته مناظر بدیعه ، و پانوراماهای لطیفه را تماشا میکند . اگر ساعتها نی بلکه روزها بتماشا بسر آریم ازین مناظر بدیعه که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
