Machine transcription
صحیفه ۲۵۳ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
زحمت کشیده در پیش صند وقدار ببرید .
و بدست خود بسوی راست اشارت نمود . تشکر کرده در دایره
صندوقخانه رفتم که آنجا نيز بايك غجره آهنين فصل یافته بود . از دریچه
يچك را پتاً مورد دادم ، او نيز يك نظری بر نمبر آن انداخته مبلغ صد طلای
عثمانی را حساب کرده یمن تسلیم نمود . طلاها را در جیب کرده از بنگ
برا مدم اما اینراهم بگویم که این بنای پرحشمت تنها از همین قدر نیست که
من دیدم سه چار طبقه يك عمارت پر شکوهیست که بربسی دوایر تقسیم
یافته ، و در طبقه های بالایی آن با (اسانسور) یعنی زینه های جرانقال
رفت و آمد میشود وهمه دوایر آن متعلق امورات اداره ، ومجلس، ودقترها
ومعاملات سنگ است ، وهمه دو ایر با یکدیگر بتلفون مربوط میباشد .
از بنگ عثمانی برآمده و در عرابه نشسته عرابه چی را برفتن سمت استانبول
اشارت دادم . مقصدم این بود که دوست خود (صادق) افندیر ا که در سمت استا
نبول ومحلة (چنبر لی طاش) اقامت دارد ملاقات کنم . این صادق افندی ،
میرزا محمد صادق آخند زاده پسر ملاشیر محمد قند هاریست . هر گاه بخوا
هم که ترجمه احوال اور ادرینجابنویسم میباید که دو جلد کتاب مستقل نوشته
کنم . زیرا این شخص بسن جوانی از وطن خود قند هار ، ترك دار
و دیار کرده به ایران آمده است و درینوقت تخمیناً پنجاه ساله يك آدمي ميبا
شد . نصف این عمر غربت خود را یعنی تقریباً با نزده سال حیات گران
بهای خود را در ایران ، ونصف دیگر آنرا در استانبول بسر آورده که
هريك ازین دو عمر او يك يك جلد كتاب میخواهد . عالم ، فاضل ،
شاعر ، فلسفی ، کیمیاوی، صنعتکار ، خطاط يك ذاتیست . در سفر
دوم استانبول خود با او ملاقی، ودوستی بسیار صمیمانه با هم رسانیده بودیم .
لهذا در بنسفر باز نخواستم که نادیده بگذرم .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
