Machine transcription
صحیفه ۲۳۱ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
پور وداع کرده اید ! ....
اینرا گفته و يك كله جنبانی و تبسم معنیداری نمود که مرا نیز خنده
آمد . ولی خودداری نموده و دو طلا از جیب کشیده به او داده گفتم :
بگیر و بهر جا که میروی برو ، ولی یکقدری هشیار باش که این شهر گر
دا بهای بسیاری دارد ! ها !!! ...
ابو محی الدین تمنا کرده بیرون برآمد . اما افکار مرا باز بيك هوای
نسیمئی لطیف یاد آوریها و خاطر های شاعرانه ایامیکه از سلا نيك تا به
استانبول گذرانیده بودم مشغول نمود ! آه ؛ ماری ! چه لطیف مخلوقی بودی!
تا بوقت عصر در اوتاق استراحت خود به افکار های متنوعه مختلفه
عجیبه و غریبه بسر آوردم . گاهی طائر تیز پرواز قوه فکرم در فضای
خوش هوای لطافت ادای عاطفت نمای بساطین پر ریاحین شام جنت
مشام ، در نهالستان پر از ها رلذيذة الاثمار آن از شاخی بشاخی به پرواز
آمد ؛ و هنوز از لطافت پر ظرافت و دا بهای پر آبشار حیات نثار سایه دار
آن حظ سرور و نشاط خود را اکمال نه نموده بود که شاهین تیز چنگ قدر
او را پیش انداخته در صنوبر زار محاسن آثار بیروت معمور، وره پیمائی
بلاد یونان پر شر وشور، وسلا نيك از نکویی ، وفور ، واستانبول تمدن
نوشورش سوق نموده در گوشۀ این او تاق مهمانخانه به افکار شاعرانه اش
مستغرق ساخت .
والحاصل ازین افکار پر استغراق خود را رهایی داده از او تاق بیرون
برآمدم ، و وضو گرفته بحضور حضرت پدر در دالان آمدم و نماز شام را
یکجا بجماعت ادا کرده ، وبعد ازان بر سفرۀ طعام آمده از مائدۀ لذیذه
خوان احسان شهریاری نواله چین عاطفت شدیم .
در اثنای طعام از جناب سعید بیگ مهماندار خود از حاجی ابراهیم
افندی مهماندار دوم جویا شدم . گفت :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
