Machine transcription
صحیفه ١٥٠ سیاحتنامهٔ سه قطعهٔ روی زمین جلد اول
گفت — يك چند دانه تخم مرغ را با پنیر فلمنگی در روغن سرخ کرده ام، و يك سلاته بسیار خوبی هم ساخته ام که آقای مرا بسیار پسند خواهد آمد، یکقدری مسکه و قند میده، و چیزی میوه هم حاضر است دگر چه میخواهید؟
گفتم — آفرین محی الدین آغا! در اوتل دیقری شام نیز ازین بهتر يك طعام چاشتی میسر نمیشود! از حالا دهنم را پر آب کردی برو عرض بکن که بمعیت حضرت پدر طعام میخورم . هانری را نیز بگو که سفره را حاضر کند، تو هم طعام را بیار.
گفت — آیا سوال کرده میتوانم که امروز چرا بخلاف عادت بروز خواب کردید؟ انشاء الله صحت تان خوب است؟
گفتم — الحمد الله خوبم ولی دیشب خواب نکرده ام!
گفت — مقصد همین که صحت تان خوب باشد . ولی شبها بخواب ماندن تان يك چیز طبیعیست!!
این سخن را گفته ويك تبسمی نمود . دانستم که او نیز بهمان گمانی که حضرت پدر در وقت صبح اول بار تخمین فرموده بودند میباشد .
گفتم — چسان ابو محی الدین! آیا در بخواب ماندن بشبها حق دارم یا نی؟
گفت — های های یا سیدی! فرنگها ماه اول عروسی را (ماه عسل) مینامند، و اکثر این ماه را با عروس بيك سیاحت دیگر شهر یا قریه بسر می آرند . حالا تکه ماه عسل شما را ماه حنظل باید گفت .
اگر چه این تعبیر یکقدری گستاخانه و غلیظانه بود ولی تا یکدرجه درست شمرده میشد. لہذا خنده کردم و او را بپئی کارش فرستاده خواب گاهم را ترك نمودم و وضو و توالتم را اجرا کرده بحضور پدر آمدم.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
