Machine transcription
صحيفه ۱۲۱ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد اول
(مخدورز) را میپزم .
گفتم – امروز ، هرچه که من ترا بیاموزم همچنان بپز . آیا پیاز داری ؟
گفت – بلی از ازمیر وقتیکه قفس مرغ و دیگر لوازمات را میگرفتم پیاز هم گرفته ام .
گفتم – پیاز بسیاری ریزه کن ، مرغها را هم پاك كن .
ابو محی الدین مشغول کار خود شد . منهم يك چوکئی سفری از قهوه چی واپور گرفته در پیش دیگدان فرنگی که ابو محی الدین دران زغال آتش کرده بود نشستم ، و دیگ آلو مینیوم خود ما ترا بار کرده بظرف یکدو ساعت قورمه پلاو بسیار اعلا و لذیذی حاضر شد .
محضو ز پدر آمده از حاضر بودن طعام خبر دادم . بحاضر کردن طعام امر فرمودند ، و هم خواهش کردند که بر سطح واپور طعام تناول میفرمایند . لهذا هانری خانه سامان را آواز داده يك ميز كوچك طعامخوری با دیگر لوازمات سفره را ببالا آوردن امر نمودم . هانری سفره و مالزمه آنرا حاضر کرده بیاورد . ابو محی الدین نیز پلاو را کشیده آورد .
درین اثنا زنگ طعام نیز نواخته شد . هانری آمده از حاضر بودن طعام بمن خبر داد . گفتم :
– من امروز با حضرت افندئی بزرگی طعام میخورم .
حضرت پدر فرمود .
– اگر یکقدری ازین طعام خود برای کپتان بفرستیم چیزی بیمنا سبئی نخواهد بود ؟
گفتم – نی هیچ بدی ندارد .
لهذا يك طبق از پلاو افغانی خود بدست هانری برای شان فرستاده گفتم :
– کپتان و جناب مادام را بگوئید که این پلاو افغانی بود از انرو آرزو کردیم که شما هم از ان تناول بفرمائید .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
