Machine transcription
صحیفه ۱۲۰ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد اول
این است که بحر امروزی را گویا با توپهای همچنين يك اطلسی تفریش
کرده باشند !
واپورما از مسافرین سراسر خالی مانده ، درقمره های درجهٔ اول
بجز حضرت پدر و بنده دیگر هیچ مسافری نیست در قمره های درجهٔ
دوم که در وسط واپور واقع شده دو نفر تاجر اوروپى و يك مامور تلگراف
عثمانی اقامت گزیدند که از ازمیر سوار شده به سلانيك رفتنی میباشند. درکور
ته يعنى سطح در جهٔ عام بجز ابومحی الدین دگرهیچ مسافری موجود نیست.
حضرت پدر فرمودند :
- فرزند! از مد تیست که ابو محی الدین طعامهای اصول شام را با
خورانیده ، حالا تکه دل من يك قورمه پلاو اصول ملک خود مابسیار
میخواهد ، پس امروز اگر يك ديگچه پزائی بكنيم بد نخواهد بود !
گفتم - بسیار مبارکست . بنده هم طعامهای فرنگستانی راخورده
خورده سقوط اشتها شدم . اگر امر حضرت پدر باشد در قورمه پلاو
پختن دسترس کامل دارم .
فرمودند - هیچ درنگ مکن فرزند ! چونکه عجب فرصتیست
. باز اگر واپور ما از مردم پر شد به پختن چیزی فرصت نخواهیم یافت .
هماندم در نزد ابو محی الدین آمده دیدم که دو مرغ را حلال کرده
و بپاك کردن آن مشغولست .
گفتم - چه خیال داری ابو محی الدین ؟
گفت - بحاضر کردن طعام چاشت حضرت سید خود مشغولم .
گفتم - چه میپزی ؟
گفت - آقای من! در میان اینچنین بحر ذ خار البته که طعامهای رنگارنگ
اشپز باشی شام خود تانرا آرزو نخواهید فرمود ! مانند هر روز همان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
