Machine transcription
جلد پنجم
۲۸۶
كتاب الاقرار
على ما ادعى فان حضر المقر له وانكر سلمت الجارية للموكل فان ادعى ما اقربه
الوكيل اخذ الجارية من الموكل و ياخذ الموكل الثمن من الوكيل ان كان
قائما فى يده وان هلك فى يده لا ضمان عليه و ان لم يقر الوكيل بقبض الثمن
فالقول قوله و يدفع المقر له الثمن و ياخذ الجارية (عالمگيرى)
مردى وكيل كرد مردى را بفروختن كنيز خود و آن كنيز خود را بوی سپر د بعد ازان وكيل گيرنده آمد
اراده ميكرد باز گرفتن آن كنيز را پس آنوكيل گفت كه بتحقيق فروخته ام آن كنيز را بفلان
بهزار درم و وی قبض كرد او را و قبض كرده ام من بهای او را و آن بها اینست بعد ازان
امانت نهاده است آن كنيز را نزد من و وكيل گيرنده دروغگوی كرد او را درین صورت قبول كرده
نميشود قول آنوكيل و بازداده میشود آن كنيز بوكيل گیرنده و قبول كرده نميشود شهادت وكيل برا
دعوای او و اگر آن شخصیكه برایش اقرار شده حاضر شد و منكر شد از خريدن خود بسلامت
گذاشته شود آن كنيز برای وكيل گیرنده و اگر دعوی كرد آن چیز را كه وكيل اقرار بآن
كرده بود گرفته میشود آن كنيز از وكيل گیرنده و وكيل گیرنده میگیرد بهای او را از وكيل اگر بهایش
در دست او موجود بود و اگر بهایش در دستش هلاك شده بود هیچ تاوانی بر او نیست واگر
وكيل اقرار بقبض بها كرده بود پس معتبر قول اوست و بدهد آن شخصيكه برايش اقرار شده
بهای آن كنيز را بوكيل گيرنده و آن كنيز را بگيرد وكذلك الجارية الماسورة اذا اشتراها
مسلم بالف واخرجها الى دار الاسلام فجاء المالك القديم لياخذها من المشترى
بالثمن فقال وهبتها من فلان وقبضها منى ثم اودعنيها وغاب لم يقبل قوله
وليقضى المالك القديم بالثمن ولا تقبل بينة المشترى على ما ادعى فان حضر
المقر له وانكر ذلك سلمت الجارية للمولى القديم بالثمن وان ادعى
ما اقر به
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
