Machine transcription
٥٠
این اعتدال دم خارق العاده که قونسه ی نمودار کرد مرا نیز جان تازه بخشید .
لهذا بقوت بشناوری آغاز نهادم لكن البسه ام مرا بیراحت میداشت قونسه ی باین پیرا
خشی من هوش کرده گفت :
در جیب من چاقو هست اگر افندی رخصت بدهد کالای شاتر اببرم .
اینرا گفته و چاقور اازپشت من در زیر کالا در آورده سرتاسر ببرید . من هم او
را و هم خودر اشناوری میدادم تا آنکه او کالای مرا بریده و از جانم بیرون براورد.
باز من چاقو را گرفته و او برای هر دوی ماشناوری کرده من کالای او را بریده بیرون
کشیدم . باینصورت شناوری برای هر دوی ما آسان گردید . پهلوی همدیگر شناوری
کرده در ظلمت شب هیچ چیزی نمیدیدیم ولحظه بلحظه هلاك نزديكتر ميشد . چرا
که از و ابور امید ما منقطع گردید تنها امید بر زورقچه های وابور داریم . بلکه بعضی
کسان از بیم جان و ترس غرقشدن و اپور خودرا در زورقچه ها انداخته باشند وباما
تصادف کرده رهایی بدهند بناء عليه قوتھای خودمانر احسنا استعمال کردن لازمست .
پس با همدیگر خود چنین قرار دادیم که یکی از مابر پشت در از کشیده غیر
متحرك بماند و آن دیگر تا بوتی که مانده شود شناوری کرده او را با خود براند. و باز
چون او مانده شود آند یگر همچنین معامله ورزد باین حساب هفت هشت ساعت بر
روی آب طاقت آوردن ممکنست .
اگرچه تحمل زحمت ناکست اما چه چاره ! دریاهم چون آرام و بیموج بود آنقدر
زحمت نمیکشیدیم .
از نیمشب یکساعت گذشته بود که وجودم از ماندہ کی و سردی خیلی بیتاب و ناتوان
گردید . باز وها و ساقهایم بدرد شد تنا کی گرفتار آمده ورفته رفته بحس شد نرا آغاز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
