Machine transcription
۲۳۷
من به این افکار و ملاحظات فرورفته بودم که درین اثنا صدای صفیر باز شدن شیر دهن نوتیلوس بگوشم برخورده دانستم که مخزنهای آب را پر کرده بقعر بحر فرومی آئیم. از اوتاق خود امروز هیچ نبرآمدم . برای نشان ندادن هیجان واضطراب خود را به کپتان از دیدن او تحاشی میکردم . امروز را به بسیار اضطراب وکدورت گذرانیدم . زیرا در زیر تاثیر غم والم ترك کردن نوتیلوس و ناتمام ماندن سیاحت خارق العادهٔ خویش مانده بودم .
دلتنگی بسیاری دارم . برای اشارت دادن ندلا ند یکصدو بیست دقیقه باقی مانده . ساعت انتظار بسیار دور بمن معلوم میشد . عقربهای ساعت را می پندارم که بجای خود میخ شده است . طعام مرا در اوتاق من آوردند . بسببی که ذهنآ بسیار مشغول بودم بسیار کم نان خوردم . نبضهایم بشدت میپرید ، دلم میطپید . برای وداع آخرین دالان بدالان آمدم . به اشیای نفیسهٔ خارق العادهٔ دالان که ساعتهای بسیار خوبی با آنها گذرانیده بودم بنظر حسرت و تأسف میدیدم خواستم که درون دریا را به بینم ولی چون پنجره هابند بود موفق نشدم . در مابین من و بحر محیط اطلسی که هنوز نه آبهای زیر آنرا دیده ام و نه حیوانات آنرا تدقیق کرده ام دیوار کلفت آهنین نوتیلوس حائلست . درین اثنا زنگ ساعت بزرگ دیواری دالان ساعت هشت را اشعار نمود . این زنگ ساعت مرا بلرزه آورد . چونکه تقرب یافتن زمان فرار را دانستم . آیا بگریختن موفق خواهیم شد ؟ آیا اگر در اثنای گریختن گرفتار شویم بروی کپتان بکدام چشم دیده خواهم توانست ؟
نظرم بر جهت نما معطوف بماند . جهت عزیمت ما یکسر بجهت شمال بود . پراکته سرعت معتدلرا نشان میداد مانومتر وشصت متر وعمق را مینمود .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
