Machine transcription
٢٣٦
از شنیدن اینسخن بیحابا از جای جستم، چونکه اعتراف میکنم که اصلا به اینچنین خبر منتظر نبودم. خواستم جواب بدهم هیچ سخن نیافتم. يك رعشه و اضطراب بر وجودم مستولی گردید. من چون ساکت ماندم ندلاند گفت :
تردد مکنید. قول و عهد کرده بودید که هر وقت فرصت بیابیم فرار بکنیم. اینست که من آن فرصت را یافته ام، از سواحل اسپانیا یکچند میل دور میباشیم مهتاب هم نیست باد هم بطرف ساحل میوزد. وعده داده بودید، بر سخن شما اعتماد دارم. امشب بساعت نه حاضر باشید. قونسه ی را هم گفته ام. در انساعت کپتان بخواب میباشد مردم سفینه هم ما را نمی بینند من و قونسه ی بطرف زینه قایق میرویم شما در کتابخانه منتظر اشارت ما میباشید. چوبهای پرکشی و بادبان در قایق موجود است. یکقدری مأکولات نیز در آن گذاشته ام. حتى يك کلیدی که پیچهای فنر قایق را که بسفینه مربوطست بدان باز نمایم نیز پیدا کرده ام. خلاصه کلام هر چیز حاضر و مهیاست. امشب امشب!
من – اما در یا طوفانیست!
ند – بواقعیکه طوفانیست، اما چه چاره یکقدری جسارت لازمست. قایق بسیار سالم و محکمست باد هم از پشت ما میوزد یکچند میل را با آن پیمودن چیزی نیست. عنایت جناب حق را منتظر باشیم و بساعت نه حاضر والسلام.
اینرا گفته ندلاند برآمد. من بحیرت افتادم. اما چه باید کرد. ندلاند حق دارد، فرصت موجود، استفاده کردن معقول. اگر از وعد و عهدیکه کرده ام برگردم باید که برای سیاحت کیفیهٔ خود دو دوست خود را با خود ابداً محکوم اسارت بسازم! که میداند که کپتان نمو ما را به بسیار دور جاها نمیبرد؟
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
