Machine transcription
۲۳۸
باز به اوتاق خود رفته يك لباس بسیار کلفتی پوشیدم و خود را حاضر کردم. بساعت
نه یکچند دقیقه باقی مانده بود. کوش خود را بدروازه اوتاق كپتان نزديك كردم.
هیچ صدا و ندائی نشنیدم. بدالان آمدم. باذيك نظر حسرت آمیزی برین مسکن
عزیز انداختم. بعد از ان دروازه کتبخانه را باز کرده خواستم که در انجا رفته منتظر
اشارت ندلاند بشوم.
درین اثنا صدای ماشین نوتیلوس کم شده و رفته رفته توقف نمود. بعد از کمی
یکصدای مصادمه بسیار خفیفی حس کردم. دانستم که نوتیلوس در قعر بحر بر زمین
نشست. بحیرت افتادم که آیا این تبدل حرکت نوتیلوس از چیست؟ آیا حیله فرار
ندلاند مکشوف گردید؟ خواستم که ندلاند را یافته از فکر فرار او را فارغ گردانم هیجان
و اضطرابم بدرجه نهایت رسیده بود. باز بدالان آمدم. درین اثنا دروازه دالان
باز شده كپتان نمو پیدا شد. مرا چون در انجا دید بطور بسیار نازکانه و بشو شانه پیش
آمده گفت :
- اوه معلم افندی ، این شمائید؟ آیا تاریخ اسپانیا را خوانده واحوال آن بشما
معلوم هست ؟
ازین سوال كپتان بحیرت افتادم. در چنین حالتی که من هستم تاریخ مملکت خودم
را نیز فراموش کرده ام چه تاریخ اسپانیا! کم مانده بود که بگویم « نی فرار نمیکنیم » لیکن
زود ضبط نفس نموده ساکت ماندم. کپتان باز پرسید ۵ :
- بگمان سوال مرا نشنیدید ، بگوئید که آیا تاریخ اسپانیا بشما معلوم هست ؟
من - نی ، خوب معلوم نیست .
ند - این چه گونه معلمیست ؟ چون چنیست پس در پنجا بنشینید که من بشمايك
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
