Machine transcription
۳۹
راستی از تو ظفر از کردگار
چون بسخن راستی آری بجای
ناصر گفتار تو باشد خدای
حکایت ۱۱ - شخصی شیری را در صحرا بسته دام بلا و
گرفتار زندان قفس یافت و شیر الحاح آغاز نموده استدعای
خلاصی کرد مرد نادان قول حکما را فراموش کرد که گفته اند
بزاری دشمنان اعتبار نباید کرد - او را از ان قید خلاصی
بخشید - شیر نزدیک او آمد و گفت گرسنه ام میخواهم ترا
هلاک سازم که سزای نیکی بدیست - مرد ازین معنی متحیر
شده گفت هرگاه گواهی در قول خود بگذرانی خون خود را
مباح و معاف خواهم کرد از قضا بروباهی رسیدند -
شیر قصه را بیان کرد - روباه گفت که باور نمی کنم که تو
بدین بزرگی در قفس چگونه گنجیدی - و این مرد چگونه ترا
خلاص کرد شیر از جهت اطمینان روباه در قفس در آمد -
روباه گفت ای مرد ساده دروازه قفس به بند که با بدان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
