Machine transcription
صحیفه ۱۷۲
محاربه روس و ژاپان
جلد پنجم
بود دوید. وقتیکه در پیش آن جسد بیروح واصل شد، متأثرانه و محزونانه و رشک آورانه بجسد مذکور خطاب کرده گفت:
— برادر! چقدر مسعود و بختیاری! من چقدر بدبخت و کمسعادتم! ترا از خود بیشتر بدار نعیم میبینم، حالا یکه آرزوی من این بود که دست بدست و پهلو به پهلو میرفتیم. اما بخوبی بدان که منهم از عهد خود برنگشتهام! امروز یا فردا بتو ملاقی خواهم شد! خاطر جمع باشی! مستریح شو برادر!
بعد از آن بنابر عادت مذهبی خودشان جسد برادر خود را احراق بالنار نموده، و خاکستر آن را در يك خریطه انداخته بگردن خود درآویخت. بعد ازین واقعه جسارت و دلاورئی (چونه تارو) يك بر هزار گردید. و از همه افراد بلوکی که به آن منسوب بود دایم پیشروئی همه را اختیار میکرد. و بشدیدترین محاربهها و تهلکهها خود رابیمحابا میانداخت. لکن هزار افسوس که هنوز يك ادنا زخمی هم نه برداشته بود.
آخر الامر، در يك شبی که از يك محاربهٔ بسیار خونریزانه برگشته بود و بهزارها فداکاریها و جانسپاریها تشبث نموده، و بمقصد خود نایل نشده بود دهن خریطهئی که خاکستر برادرش در ان بود باز کرده گفت:
— برادر! امروز هر قدر سعی کردم نمردم، اما بیغم باش! فردا بهمه حال با تو ملاقی میشوم!
روز دیگر بلوك (چونه تارو) بر هجوم یکی از استحکامهای دشمن بهجوم مأمور گردید. از بلوك مجزده نفر هیچ فردی باقی نماند، و همه طعمهٔ آتش جانسوز دشمن گردید. (چونه تارو) بر حال آنها رشک میبرد. دفعتهٔ تفنگ نفری ئی که بیرق كوچك بلوك بران افراشته بود، و نفرتی مذکور زخمی شده افتاده بود در ربوده بر استحکام مذکور هجوم نمود، و بيك نفس خود را در انجا رسانیده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
