Machine transcription
۶۵
نیک مخمورم بده ساقی زخمر معرفت از می دیرینه ام در سر خمار افتاده است
جرعه نوشان می توحید از جام الست بی خبر از خویشتن منصور وار افتاده است
چند نالی از غم دنیای پر مکر و فریب محنت و هجران قرین روزگار افتاده است
سر که شد وابسته زلف ربای رشک چین چون سر زلفش پریشان روزگار افتاده است
عایشه تا چند کوئی شکوه ایام را
چون تو بر خاک درش چندین هزار افتاده است
همه در زیر خاک باید رفت با دل دردناک باید رفت
از جفاهای چرخ کجرفتار هم گریبان چاک باید رفت
جگر ریش و سینه افکار همه اندوهناک باید رفت
پیر و برنا و زشت و مهرویان از سمک تا سماک باید رفت
پادشاهان و خسروان جهان خوار و زار و هلاک باید رفت
لب ببند از شکایت عایشه
گر تو خواهی که پاک باید رفت
ترحم پیشه پیغمبران ست ستم کردن رسوم کافران است
عزیز! تا توانی دل بدست آر که عرش الله قلوب مؤمنان است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
