Machine transcription
۶۴
رفتم بباغ صبحدم از بهر وصل گل
آن نوبهار حسن که مثلش بدیهریت
آن جنگ جو که هرمژه اش قصد جانکند
رفت از فراق وصل دو چشم خمار شد
روحم زسر پرین شده قالب چومشت خاک
سر تا قدم زیب بی شهر یار حسن
از نالههای بلبل حیران چگویمت
از شیوههای سروخرامان چگویمت
از فتنههای نرگس فتان چگویمت
از فرقت جدائی یاران چگویمت
جسم ضعیف را نبود جان چگویمت
بیدل زنغد سیب زنخدان چگویمت
عاشقان مباشید غمو مید وصل درو
از موج بحر رحمت رحمان چگویمت
بازم اندر سر هوای وصل یار افتاده است
غمزه جادوی آن بت عالمی بر هم زند
دل چو مرغ نیم بسمل میطپد اندر بدن
هر دو چشمم چار شد در انتظارش روز و شب
تن ضعیف و سینه مجروحست پیغامم بر
از ریاض وصل دلبر گل نچیدم هیچ گه
غرق بحر بی سروپایم نمی یابم کنار
دل سپند آسا بر آتش بیقرار افتاده است
عاشقان از تیر هجرش دلفگار افتاده است
تا بدام زلف مشکین تابدار افتاده است
چون نظر برطاق ابروی نگار افتاده است
از شعاع عارضش در دل شرار افتاده است
چونکه روز فطرتم قسمت بخار افتاده است
موج طوفان سر زمانم بیشمار افتاده است
بنگر مجنون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
