Machine transcription
۴۴
زینت عرش معظم کر نعلینش بود
انبیا و اولیا خاک درش بر سر گرفت
افتخار جمله مرسل بهترین ممکنات
آنکه جبریل امینش خوشیرا جا گرفت
خاکسارانش مستند سلاطین جهان
چون همای متقش عالم بزیر پر گرفت
گمرهان را رهنما و صالحانرا پیشوا
پیروش هر اولیا اندوصف محشر کر
هر سرموئی اگر کرد زبان توان کی گفت
وصف آن شاهی کی اوج سما برتر گرفت
در مقام حیرتم محجوب با کم کرده ام
آتش هجر و فراقش از قدم تا سر گرفت
الغیاث ای شاه خوبان یکسان را دگر
دامن الطاف تو شاه و گدا یکسر گرفت
چشم بخشا از عنایت بر من عاصی نگر
چون ترا حق دو عالم شرور و سرتر گرفت
جز جناب ابی فعتم جا ندارد عاصیی
خویش را بر آستانت از سگی کمتر گرفت
شه محمود که وصفش بزبان ناید راست
حیف کز مملکت خویش بسی بیخبرست
عدل و انصاف ندارد نبود غور و تمیز
ورنه دوند فهم و خرد صاحب عقل دور شرست
ضبط و ربطی نبود حشمت خاقانی را
بوالعجب عصر بود بیم پدر از پسرست
قاضی و محتسب و مفتی و اهل علماً
بی تقرشی وانگری تهی از گهرست
نافذ الحکم همه باده پرستان شده اند
امر و نهی نبود صفحه زیر و زبرست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
