Machine transcription
۴۱
هر جا که روم مونس جان جای تو خاست
در هر چمن ای سرو روان جای تو خاست
آب عنب و ساقی و گل چهره مهیاست
در پای گل و آب روان جای تو خاست
خون شد دلم از حسرت آن لب که فشان
ای مرهم ریش دل و جان جای تو خاست
شهد و شکر و قند و نباتست نبات
سر حلقه شیرین دهنان جای تو خاست
سجاده و ساغر به من عشق تو کردم
در صومعه و دیر مغان جای تو خاست
محبوس بدام سر زلف تو هلاکم
خون جگر از دیده روان جای تو خاست
چون نقش کف پای تو افتاده بخاکم
از فرقت ای رشک بتان جای تو خاست
صیت عجب افگنده هزاران بمیان
در هر طرفی شور و فغان جای تو خاست
عایش با مید وصالیت شب و روز
ای خسرو خوبان جهان جای تو خاست
پرتو حسن نگار ما جهان را در گرفت
کز شعاع عارض خورشید مه زیور گرفت
چهره رعنای جانان آنچنان افروخته
ذره از رنگ رویش غنچه احمر گرفت
سرو با در گل بماند از قامت دلجوی او
دفع اعدا نرگس مستانه اش خنجر گرفت
از سواد گیسوی مشکین او شب شد پدید
شمع صبح والضحی از طلعتش انور گرفت
صاحب میخانه وحدت بود سلطان حسن
جرعه از جام خماش ساقی کوثر گرفت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
