Machine transcription
۴۳
نبود صوم وصلواتی همه میخواره شدند نبود بنده زکوتی شجر بی ثمرست
خم در راسته بازار خورند نیست هراس دین اسلام تغیرست شب بی سحر است
پند ناصح نپذیرند بود شرم و حیا همه خودسر شدهاند وادی خوف و خطر است
قیمت مهره شد از گوهر یک دانه فزون آنکه عالی نسبانند همه در بدرست
مال دنیا بخران دادن و نعمت بسگان قوت ارباب خرد جمله خون جگرست
سفله پرور شده سلطان چه کنم واویلا خوردن مردم ابله همیشه قند و شکرست
خانها خانه گک بی بی زنان جیرتیام در شهوار بخود گردن هر ماچه خرست
داد از دست شه و وای زیغوری او خنجر کبر بهر سگ صفتان در کمرست
کرگس و زاغ و زغن کرده بگلشن ماوی عندلیبان همه سرگشته و بی بال و پر است
اهل علوی همه سفلی شده سفلی علوی همچو رقاص نکو چرخ فلک جلوه گرست
ما در فیض طلب سوخته در نار فراق کشور روی زمین در نظرش صحن سقر است
باخت در خدمت شه کوهر سحر دل خویش پرسشی نیست کے حالش بسان در گذر است
گفته بودند نظر پادشهان اکسیرست هرکه خدمت بکند مس وجودش چو زر است
چونکه پیوسته بود خدمت عظمی باهم جانفشان هرکه شد الحال بسی بی وقر است
رایگان باخت یکی عاقل و فرزانه پسر بشکند دست فلک تیر قضایی سپر است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
