Machine transcription
۳۸
چو بزم عیش را برپا نمودند
رقیبان سینه بر بالا نشستند
چو من پروانه شمع وصالش
زصدا قرون بزار الا نشستند
مرا پیر مغان چون گشت رهبر
همه کارم بسامانا نشستند
بحمد الله به تخت شادمانی
بمن سر و خرامان امشب
چوگستردند بساط کامرانی
عدو در نار هجران امشب
سپاس و حمد گو عایشه دایم
مدح از شاه مردان امشب
بیا جانا سوی بستان کلستان است
ر ساقی کلچره می نوشیار نبیت
بتی شکر لبی شیرین سخن محبوب سیمین بر
عکس شمع رخسارش بستان روش نیست
قدم مستنانه در بزم عشاقان بی پروا
که دفتر خانه دل السخن سنجید نشت
ز بخت خویش سلطانم سر از پا و اندا
دو زلف یار چون زنجیر طوق گردنیست
نگر در مجلس مستان که دارا لطف بید یان
ز شادی شتری زهر در قصه نیست
بمن آن طائر فرخ بیاورد مرده دولت
زباغ وصل از شکتان گل است
سعادت گر میخواهی در این دم را از دست
که ارباب محبت رابجان کو شری است
زبی فرخنده ساعاتی که من دارم مجدنا
نکار نازنین با من بیک په نشت
جمال دادم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
