Machine transcription
۱۰
ای شمع بزم انجمن ای طوطی شکر شکن
ای بلبل شیرین سخن مسرور کن غنچانه را
میسوزم اندر تاب تب از لطف تو نبود عجب
یکدم کشائی سوی من آن نرگس مستانه را
شهباز قلبم مبتلا شد کف مخالت دلا
آن دم که صیاد ازل بنهاد دام دانه را
گر بگذری ای مه جبین اندر نگارستان چین
دین شیوه شیرین زق بر هم زند میخانه را
ای گلعذار لب شکر سیمین تن بالا ببر
از عارض شمس و قمر پرنور کن کاشانه را
میگردم اندر بحر و وادی بوادی در بدر
باشد که یک بار دگر بینم رخ جانانه را
عایشه شد پراثر سمع صالت این سخن
ناز فراق و هجر تو احراق کرد پروانه را
چگونه شرح دهم داستان هجران را
بدین دماغ نهادست پیر کنعان را
نگر که یوسف مصری زبیوفائی او
بقعر چاه چه دیدست جفای اخوان را
محبیتی نه بمل دارد و حیا نه بصبر
نهاده دام بره کافر و مسلمان را
بگو بمطرب گیتی بزن نوای فراق
بخوان حکایت فغفور و چین و خاقان را
زبیوفائی دوران هزار افسوست
که پایمال جفا کرد قصر شاهان را
صبا بگوش گل اندر چمن چنین میگفت
بیاد داد فلک افسر سلیمان را
کل از نسیم سحر چون شنید نام فراق
درید از ستم و جور او گریبان را
زیرو زبر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
