Machine transcription
خون دل می چکد از دیدۀ حسرت ما
ثبت دیوان قضا کرد خسارت ما
چونکه در روز ازل خامۀ تقدیر نوشت
محنت و رنج و الم شد رقم کسوت ما
تا که از مادر گیتی بوجود آمده ایم
شد باندوه و غم دهر همه شهرت ما
در فلاخن چو فلک سنگ مصیبت بنهاد
ز و شکست آینۀ بخت جهان صورت ما
داد بر باد فنا جور و جفای گردون
خانۀ عیش و نشاط و طرب و عشرت ما
هر کرا رابطه نیک و بدی معتادست
غیر سودای بتان نیست دگر فکرت ما
ساقیا فصل بهارست می گلگونم
لطف فرما که بکلی ببرد حیرت ما
صرف اوقات بلهو ولعبم شد هیهات
کلمۀ خان به نیز مین نند و نشد عبرت ما
گردش چرخ چو پرگار گرفتیم میان
حل ز امداد کسی هیچ نشد عسرت ما
پادشاهی که بملکش نبود انبازی
مگر از لطف و کرم خود بکند غیرت ما
هر چه ما ناله و زاری و تضرع کردیم
غیر خوناب جگر هیچ نشد اجرت ما
گفت سلطان ازل مالک ملک ابدی
است بندۀ عبث هر دم منکر قدرت ما
ای ساقی پری رخ یک جرحۀ بخش مارا
دل بردهٔ و دینم پنهان و آشکارا
جان و دلم ربودی چون رخ بمن نمودی
ای شوخ ناز پرور کشتی بغمزه مارا
ای یار دانشور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
