Machine transcription
۲۱۸
زفرق تا بقدم چون پری زعیب بری
گرفته باج الجمال اوز ملک یمن
چگونه شرح دهم وصف آن خجسته نژاد
نماند فهم و کیاست زشیوه اش بید
بهار گلشن حسنش خزان مباد هرگز
مرا مدام همین دعوتست خفا وعلن
دلاچو گوهرسنش بدیگر عرفان
نماند در صدف دهر قربی در عدن
نماند طاقت گفتار هیچ عاشق را
ولیک وصف جمیلت کند دلوجان
نطق
بهم زد لشکر عیشم سپاه گردش گردون
سمند بادشاه دل چسان فتاده طن
بآب غم سررشته طینتم معمار فطرت زان
سبب می بارم از دیده گان صلامون
ببار هجر میسوزم تپیدا نمیدانم
چرا ابطالح شویده ام افتاده در هامون
بسودای رخی لیلی وشی صبر و قرارم رفت
زفرط اشتیاقش گشته ام از بخودی مجنون
بجان آمد دل تنگم زجور چرخ کجرفتار
زند فریاد هجران سینه ام هر لحظه چاقانون
مرا در سر بود دایم خمار خمرہ دیرینه
بیا ای ساقی باقی بده زان بادۀ گلگون
مرا دردیست اندر دل که مغز استخوانسوزد
علاجش را نمیداند ارسطالیس و فلاطون
در یدهم تا بدامن سر به بین از فرقت دلبر
عجایب دولتی دارد جمال و روی افزون
همانروزیکه تصویر نگارستانا کردند
بشیر آمد بدل عشقش ولی آمد بجان بیرون
زبان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
