Machine transcription
۱۹۳
مرا بسینه بتی است از حیا خاموش
دل از محبت وی هست همچو دیگ بجوش
ندیده ام بجمالش برنس تابملک
قمر به بنده گیش حلقه افگند در گوش
بتا بحسن خدا داده ات غرور مباش
بیا برای خدا رخ ازین غریبه مپوش
بنار هجر مرا سوختی چه چاره کنم
هزار غلغله در دل زبان دل خاموش
چو دل بمهر تو دادم ز خود شدم بیخود
از ان مفرح یاقوتیم بیار بهوش
بگرد مه چو کشیدند خط زنگاری
مسیح بر فلک چارمین بود مدهوش
مرادعای شانه نیست تا بزم وصال
بکام دل نشیند بدوست دور شاد و نوش
دل من مرغ وحشی شده مبتلای پنش
چکنم چه چاره سازم ز فریب دوزنگش
بت گلرخ ستمگر عدبست چو شهد و شکر
لعل ناز پرور دهنی چو غنچه تنگش
ندیده وصالش چو گلی بگلشن آید
شده عندلیب مست بنظاره فرنگش
همه شب انتظارم که بیاید آن نگارم
دل و جان کنم بقربان بغدار لاله رنگش
زجفا و جورظلمی شه حُسن من چه گویم
رخش همچو ماه تابان دل سخت همچو سنگش
شب تار هجر ما را چه شود اگر ز وصلش
بکند چو صبح خندان بجمال شوخ و شنگش
شده ام ز خویش بیخود من از آنطو چو ناوک
زده از دو چشم شهلا که بود خمار بنگش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
